دل کباب ،جیگر کباب ،دل بی دلبر کباب !!! |
من نه منم |
When U Were Only 5 Yrs Old, I Said I Love U. ... When U Were 20 Yrs Old, I Said I Love U. .. When U Were 25 Yrs Old, I Said I Love U. .. When U Were 30 Yrs Old, I Said I Love U. .. When U Were 40 Yrs Old, I Said I Love U. .. When U Were 50 Yrs Old, I Said I Love U. . When U Were 60 Yrs Old, I Said I Love U. .. When U Were 70 Yrs Old. I Said I Love U. .. When U Were 80 Yrs Old, U Said U Love Me! That Day Must Be The Happiest Day Of My Life! Please Appreciate Your Loved Ones.. Say "I Love You" + دست نوشتدوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 17:41 مرتضی | الهی ای عشق خیلی وقته می خوام اپ کنم از روز اول ماه رمضان ولی هر سری یه اتفاقی می افته باید زود برم ونتونم بمونم ... این روزا همه از بیکاری سر به سر من میزارن با ایدی های مختلف میان ... از ایرانم که زنگ می زنن شماره درست حسابی نمی یوفته ... بیخیال فقط خواستم بگم من خیلی پرو تر از این حرفام... اینم اهنگی که من از شنیدنش سیر نمی شم تو از شهر غریبه بی نشونی اومدی + دست نوشتسه شنبه سوم مهر 1386ساعت 18:33 مرتضی | الهی ای عشق
وقتي ميگي عاشقمي ، حس ميكنم دروغ ميگي من از نگاهت ميخونم ، داري منو عذاب ميدي عاشق بودن واسه ي تو يه نياز بود مگه نه اينو خودم خوب ميدونم ، كه هميشه بازيم ميدي مگه خودت نگفتي كه دوستت دارم يه عالمه اين همه اشك واسه ي تو ميريزم اما باز كمه لياقت عشق منو هيشكي تو دنيا نداره شكستن دل كسي تو قاموسم جا نداره اگه بري از زندگيم ، ميميرمو زنده ميشم اينو بهم قول بده كه هميشه هستي پيشم اين همه رو بهم گفتي تا من ام بگم عاشقتم ولي اين كارو نكردم تا كه بهت بفهمونم عاشقي تو دنياي تو يه بازي خياليه فهميدن معني اون واسه ي تو جداييه اگه ميخواي بري برو ، من ديگه حرفي ندارم ولي فقط اينو بدون كه عاشقي شكستنه نه اين حرف هاي الكي ، كه هي ميگم باز هم كمه ميسپارمت دست خدا ، ميخوايم بشيم از هم جدا به ياد من باش بي وفا ، آخه چشام مونده به راه اینم پست جدید و اهنگ جدید ..... + دست نوشتشنبه دهم شهریور 1386ساعت 16:39 مرتضی | الهی ای عشق
فقط همین یه بیت رو از ته دلم مینویسم وبه اینم افتخار می کنم که اسمم مرتضی هستشو هیچ کسی تا حالا نتونسته منو بشناسه و نمی تونه بعضی کارارو درک کنه خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم دلم گرفت تو این چند روز
اي صوفي برو لقمه خود گاز بزن کم پشت سر خلق خدا ساز بزن
فقط دوست دارم ۵ تا نخطه همیشگی رو اخر نوشتم بزارم ..... تا حالا دیدن یه ادم ۳ساعت زیر افتاب انم شرجی تو دبی پیاده بره چی میشه ... الان یه عکس میزارم کلی بخندین ولی توجه کنید بوی ادکلانم میاد الکی رفتم توحمر عین که خنک بشیم این رفت تو پاچم ۳۱۰ درهم...
راستی زیاد به میز من نگاه نکنید من عادت دارم میزم شلوغ باشه اینم عکس دیشب رزروشن هتل زورکی گرفت
+ دست نوشتسه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 15:58 مرتضی |
الهی ای عشق
ببخشید که این پستمو پاک کردم فهمیدم کسی ارزش نداره که بخوای خودتو براش خارکنیولی این یه جمله رو میزام چون این جمله تازه امروز راست شد و همه متن این پست دروغ بود چون بعضی ها داشتن خود کشی میکردن تازه ادعا می کنن که منو خوب میشناسن همه الکی حرف می زنن
اقامت گرفتم ..... + دست نوشتسه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 19:30 مرتضی | دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است + دست نوشتسه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:15 مرتضی | گفت:می خوام برات یادرگاری بنویسم گفتم: کجا؟ گفت:روی قلبت گفتم: مگه میتونی!!! گفت:اره سخت نیست اسونه گفتم:بنویس تا همیشه یادگاری بمونه یه خنجر برداشت گفتم این چیه گفت:هیسسس. ساکت شدم گفتم بنویس دیگه چرا معطلی. با تیزی خنجر نوشت دوست دارم دیونه... اون رفته خیلی وقته کجا نمی دونم اما هنوز زخم خنجر یادگاریش روی قلبم مونده دوست دارم دیونه.....
+ دست نوشتیکشنبه سوم تیر 1386ساعت 13:33 مرتضی |
اینجا دور از همه ... چی بگم که بفهمید منم روزی ادمی بودم مست و سر خوش ازین که خواهر و برادری دارم. رفیقی محض خوشی... شونه ای برای دل تنگییام ... بشت محکمی واسه تیکه گام ... میبینید مرتضی دلقک به چی تبدیل شده نمی دونم کی می خوام بر گردم به روال عادی خودم کی می خواد خوشیام شروع بشه .....!؟!؟!؟!؟!؟!؟ اری اغاز دوست داشتن است... تنهام..... + دست نوشتپنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:24 مرتضی | الهی ای عشق..... سلام... ابجیه گلم چطوره ... بلاخره ماهم تو دفترمون مشغول شدیم... خیلی دلم واسه هوای ایران تنگ شده هوای تهران هوای گرگان نهار خوران ... نمی دونم چی بگم فقط بدون به یادتم... + دست نوشتیکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:2 مرتضی |
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا می کرد + دست نوشتسه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 17:45 مرتضی | |
به لب جوی چه گردی پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من دست نوشته هاي قبلی آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 پيوندها لاگ قدیمم ابجيه گلم الهه ى مرگ دختراي دريا نارنجي طراح قالب java پشتيباني BLOGFA RSS |